تبليغاتX
نگاره من

نگاره من

از تمامیه کسانی که از وبلاگ من دیدن کردند متشکرم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 14:37  توسط احمد  | 

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بيتابم

شب از هجوم خـيالت
نميـبرد خــوابم

تو چيستي كه من از موج هر تبسم تو

بسـان قايق
ســرگشته روي گردابـم…

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 دی1384ساعت 14:37  توسط احمد  | 

خدایا

خدایا"

سبب گربسوزدمسبب توهستی

سبب ساز این جهان خدایاتوهستی

                    

+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1384ساعت 14:43  توسط احمد  | 

عشق یعنی دائماً در اضطراب

ahmad

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عشق یعنی دائماً در اضطراب
عشق یعنی تشنگی در شط آب
عشق یعنی لاله پرپرشدن
عشق یعنی در رهش بی سرشدن
عشق یعنی عاشق شیدا شدن
عشق یعنی گمشدن پیدا شدن
عشق یعنی مبتلا گشتن به درد
عشق یعنی عقل را کردی تو طرد
عشق یعنی هردمی در جستجو
عشق یعنی هجرت از من تا او
عشق یعنی حرف او برروی چشم
عشق یعنی صبر در هنگام خشم
عشق یعنی دلبری دلدادگی
عشق یعنی غربت واماندگی
عشق یعنی،همچو آتش سوختن
عشق یعنی چشم بر او دوختن
عشق یعنی دائماً در درد ورنج
عشق یعنی یافتن صدکوه گنج
عشق یعنی زلف تابیده کمند
عشق یعنی زلف او برپای بند

+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1384ساعت 14:23  توسط احمد  | 

تا حالا دلتو شکوندن؟

تا حالا دلتو شکوندن؟

تا حال یکی که خیلی دوسش داری بهت گفته دوست ندارم؟

تا حالا یکی که براش میمیری بهت گفته تو بدردم نمی خوری؟

تا حالا یکی که به خاطرش حاضری از همه زندگیت بگذری بهت گفته تو دیوونه ای؟

اگه بهت بگه چیکار می کنی؟

من که دیوونه می شم!!

و بهش می گم:

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 دی1384ساعت 15:4  توسط احمد  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 دی1384ساعت 15:17  توسط احمد  | 

باز امشب منتظر یه حرف تازه م تا قشنگ ترین قصه ی عالم رو بسازم

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 دی1384ساعت 15:31  توسط احمد  | 

واسه تنهایی هام دلم میسوزه نخونی از دستت رفته

برایت بارهابگویم که در رگهایه منجاری شدی چون خون

که ازمن ساختی باردگرمجنون شاید..از شکوه عشق خانمان سوز

برایت بارهاباید قسم ها یاد کرد وبرایت بارهاسره سجده فروداورد

شاید زدست توبه تاریکی کوهستان غم باید سفر کرد

به دنبال تو تاخورشید بایدرفت

به پیش پای توشاید یک مشت خاک بی بها گردم

برای قلب تو شاید خدا گردم

نمی دانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت جای می گیرم

ویادرزیر پاهای تو بی رحمانه میمیرم شاید

نمی دانم که بعد ازسالهای سخت ودشوارکه بعدازروزهای گرم شیرین

زمان مردنم ایا دراغوش تو جانم را خداگیرد ویا این ارزودر مطفه میمیرد

شاید...............     

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 دی1384ساعت 15:25  توسط احمد  | 

ای کسانی که در تشیع جنازه ی من شرکت می کنید ..........؟"

چه كسي مي خواهد

    من و تو ما نشويم

                      خانه اش ويران باد

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 دی1384ساعت 14:26  توسط احمد  | 

در کنار من هستی....... WHEN MY LOVES AWAY

تقدیم به بهترین دوستم .....؟" 
 
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
_______________________¤¤
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 دی1384ساعت 18:29  توسط احمد  |